عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
922
زبدة التواريخ ( فارسى )
عهد نگونسار كرده خاكى از سر خبث « [ 1 ] » به دست حسرت « [ 2 ] » بر آن پاشيدند و متوجّه مصر گشتند « [ 3 ] » و روى به راه گريز نهادند . « [ 4 ] » لشكر منصور چون خبردار شدند در عقب ايشان نيكاميشى كرده ، تاخت كردند . بعضى از اميرزادگان و امرا و بهادران بر عقب ايشان روان « [ 5 ] » شدند بعضى را به قتل آوردند و بعضى را پياده ساختند و اكثر مال و جيبه و اسب و استر و شتر و « [ 6 ] » جمّازه بينداختند و جان به سلامت بيرون برده مىگفتند : مصراع گريزِ بههنگام ، پيروزى است و بعد از گريختن والى مصر حكم شد تا مجموع لشكرها كوچ كردند و به ترتيب و آيين مقرّر روى به دمشق آوردند « [ 7 ] » به ميان باغستان درآمدند و دمشق را در ميان گرفتند و بيرون شهر را كه به حقيقت همهء دمشق آن بود در روز بگرفتند و چندان از مال و خواسته و سلاح و اسب و استر و انواع سلاحها و اصناف قماشها و اجناس متاعها تاراج بردند كه محاسبان چالاك از شمار بعضى از آن عاجز آيند و غلّه و ميوه و آنچه از اين قبيل باشد خود نهايت نداشت . لشكر منصور در رفاهيّت و آسايش افتادند و از باغات كوچ كرده در خانههاى بيرون شهر فرود آمدند و حضرت صاحب قرانى زيارت امّ سلمه « [ 8 ] » و امّ حبيبه - رضى اللّه عنهما - كه حرمهاى محترمه رسولاند - صلّى اللّه عليه سلّم - و زيارت بلال حبشى - رضى اللّه عنه - سوار شده از آن مقامات شريفه استعانت نموده بازگشت و در خانهء سلطان مصر كه به قصر ابلق معروف بود نزول فرمود . اهالى دمشق چون مجال مجادلت و مقام مقاومت نداشتند و نديدند « [ 9 ] » مشايخ و معارف با اعلام و مصاحف « [ 10 ] » مراسم انقياد و استقبال را تلقّى كرده به اذعان و تضرّع ناصيهء خضوع بر خاك مطاوعت نهاده پيش آمدند و شهر تسليم كردند و تنسقات و پيشكشها به عزّ عرض رسانيده در دروازه گشوده مال امانى قبول كردند و چندروز جهت اداى مال مهلت طلبيدند . امّا امرا و سپاهيان كه در قلعه بودند در مطاوعت در بسته از « [ 11 ] » بام حصار زبان تير گشاده داشتند و به حصانت آن استظهار نموده مخالفت ورزيدند و رعد و ناوك و منجنيق و عراده كار مىفرمودند و الحقّ قلعهئى بود در غايت حصانت و نهايت
--> ( [ 1 ] ) - ل : هيبت ، ت : خست . ( [ 2 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : گشته . ( [ 4 ] ) - ت : نهاد . ( [ 5 ] ) - ت : روانه . ( [ 6 ] ) - ت : « شتر و » ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ل : ام حفضه . ( [ 9 ] ) - ت : « و نديدند » ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : « و مصاحف » ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : در .